المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣٤ - او و معانى آن
و نيز مانند:
ألهم ارجل يمشون بها ام لهم ايد يبطشون بها.
( آيا براى ايشان پاهائى است كه به آنها راه روند بلكه دستهائى دارند كه با آنها مىگيرند).
شاهد در « ام » است كه منقطع و به معناى « بل » مىباشد.
در هردو مثال علاوه براينكه « ام » بمعناى « بل » بوده اقتضاى معناى استفهام را نيز دارد و گاهى صرفا بمعناى « بل » بوده بدون اينكه اقتضاى استفهام را داشته باشد مانند:
ام هل تستوى الظلمات و النّور ( بلكه آيا تاريكى و نور با هم متساويند).
شاهد در « ام » است كه بمعناى « بل » بوده بدون اينكه اقتضاى استفهام در آن باشد.
او و معانى آن
مصنّف گويد:
او را براى تخيير، اباحه، تقسيم و ابهام و تشكيك بياور و معناى اضراب نيز بآن نسبت داده شده.
شارح گويد:
مقصود اينست كه براى « او » معانى متعدّدى است باين شرح:
الف: تخيير مانند: تزوّج هندا او اختها (ازدواج كن با هند يا خواهرش).
يعنى در ازدواج با هركدام اختيار دارى.
ب: اباحه مانند: اقرء فقها او نحوا (يا فقه بخوان و يا نحو بياموز).
يعنى تعلّم و فراگرفتن هركدام از ايندو براى تو مباح و جايز است.
ج: تقسيم مانند: الاسم نكرة او معرفة.
يعنى اسم بردو قسم است: نكره و معرفه.
فرق بين اباحه و تخيير آنست كه در اباحه جمع بين معطوف و معطوف اليه جايز بوده ولى در تخيير چنين نيست لذا ازدواج با هند و خواهرش هردو جايز نبوده امّا تعلّم فقه و نحو جملگى جايز و مشروع است.
د: ابهام يعنى امرى را روشن بيان نكردن بطورى كه از آن استفاده ميشود گوينده